بین سال‌های 74 تا 78، کمی بیش‌تر و کم‌تر، به مناسبت‌هایی، این جا و آن جا و با حضور دوستان دیگر، دور هم جمع بودیم و از محضر ایشان، بهره‌ها بردم.

خوش‌محضر و شوخ و شیرین و اهل بحث و گفت و گوی جدّی، از صفاتی است که می‌توانم در باره‌ی ایشان به کار ببرم. حیف که سال‌هاست به تهران کوچیده‌اند و نعمت هم‌نشینی و استفاده از محضرش برایم فراهم نیست.

با این که به ظاهر، به رشته و شاید تیپ (!!!) ایشان نخورد، بسیار اهل ادبیّات، آن هم از نوع جدّی‌اش، هم در شعر و هم در داستان است و خوش‌بختانه پس از سال‌ها دو اثر ادبی چاپ کرده‌اند.

رمانی به نام «از آموختن تا سوختن» و رمانی کم‌حجم و طنز با نام «زندگی‌نامه‌ی استاد جانب‌قلی یارونی».

نشر زیتون، کتابی به نام «جامعه‌ی مدني در دوران مدرن» از ایشان چاپ کرده است و کتب تخصّصی دیگر ایشان را دانش‌گاه علاّمه طباطبایی چاپ کرده که از طریق فهرست کتاب‌خانه‌ی ملّی، می‌توانید آن‌ها را بیابید.

به این مناسبت و بهانه، شایسته دیدم یادی از استاد و دوست دیرین بکنم و آروز کنم آثار دیگر ایشان نیز چاپ و نشر شود.

حتماً حتماً! دو مطلب زیر در باره‌ی این دو اثر را بخوانید تا اشتیاقتان برای خواندن این دو کتاب، صدچندان شود!

از آموختن تا سوختن

زندگی‌نامه‌ی استاد جانب‌قلی یارونی